أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

129

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنكه غرض ايشان آنست كه كار بندند و اجتناب نكنند و بحقيقت ميدانند كه آنكس كه آن را بخرد و فراگيرد « 1 » دنيا ضايع گرداند و او را در آخرت هيچ نصيبى نباشد و گفته‌اند كه : « خلاق » بمعنى خلاص است يعنى در آخرت او را از عذاب خداى خلاص نبود . و بد است آنچه ايشان نفس خود را يعنى حظّ و نصيب خود را از ثواب آخرت بدان بفروختند اگر دانند كه آنچه كردند نيكو نيست از اختيار كفر و سحر بر ايمان ، اوّل گفت : « وَ لَقَدْ عَلِمُوا » دانستند آخر گفت : « لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » اگر دانستندى ؟ نفى علم كرد ميان اين هر دو تناقض نيست از بهر آنكه آنان كه دانستند شياطين يا جهودان و احبارند كه كتاب خداى باپس پشت انداختند ، و آنان كه ندانستند آنانند كه سحر آموختند و دين به دنيا بفروختند ، و روا بود كه هر دو يك قوم باشند و تناقض نباشد از بهر آنكه چون دانستند و كار نبستند انگار كه ندانستند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 103 ] وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 103 ) [ وَ لَوْ أَنَّهُمْ ] و اگر ايمان آوردندى بخداى و برسولان خداى بگرويدندى و از عقاب خدا بترسيدندى و از معاصى و مخالفت او اجتناب كردندى مثوبت و پاداش « 2 » او نزديك خداى تعالى ايشان را بهتر بودى از آنچه ايشان در آنند از كفر و سحر بطمع حطام دنيا اگر دانند كه اجلال و اكرام مر مستحقّان ثواب را چگونه خواهد بود و ميدانند كه چون كار نمىكنند پندارى كه نميدانند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 104 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 104 ) سبب آن بود كه مسلمانان بنزديك پيغامبر صلى اللّه عليه و آله مىآمدند و مىگفتند : يا رسول اللّه راعنا ؛ مراعات ما كن و گوش با حديث ما دار و لفظ « راعنا » بلغت جهودان دشنام بود چون بشنيدند اين را غنيمت شمردند با يكديگر گفتند كه : ما محمّد را در سرّ دشنام

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « به خود قرار گيرد » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « باز داشت » .